رویای آبی شعر وترانه درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب شب سردی است و من افسرده راه دوریست و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از این حاده عبور دور ماندند ز من آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غمها.
فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی.
نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل وای این شب چقدر تاریک است؟
خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است.
سهراب سپهری غمی غمناک-مرگ رنگ نظرات شما عزیزان: پيوندها
|
|||
![]() |